ㅤㅤ

عنوان.

کاش برگردیم به ۱۹ روز پیش. کاش همونجا برای همیشه نفس از من گرفته می‌شد. کاش من نوزده روز پیش می‌مردم. گرچه الان هم اوضاع فرقی نمی‌کنه. ولی الان دیگه حتی نفس ندارم گریه کنم. یه چیزی مثل مته هر لحظه داره قلب منو سوراخ می‌کنه. یه چیزی شبیه سنگ هم توی گلوم گیر کرده نه اجازه میده که غذا بخورم نه آزادم می‌کنه که گریه کنم. خدا به ما کمک کنه.

صدایِ صدایی که کشتند.
ادیت شده توسط نقل