شاید سکه انداختن آخرین مکانیزم من در برابر ناامیدی باشه. آخرین نوری که میبینم توسل به کائناته. فال حافظ میگیرم گاهن. سکه پونصدی میندازم هرازگاهی. ستاره ها رو نگاه میکنم و برای عکس العمل هاشون شرط و شروط میذارم. مثلا اگر فلان ستاره چشمک زد، حتما چیزی که میخوام میشه. و اقدامات مضحک و امیدوار کننده از این قبیل =). داستان آخرین باری که سکه انداختم که توی وبلاگ قابل مشاهدهست ولی برای اینکه بتونم به جوابش برسم نیاز دارم بیافتم توی یه سیاهچاله و یهویی پرتاب بشم به یکماه بعد. مثلا میشه یکماه بعد ببینم نتیجه سکه ها چطور بود؟ اگر خوب بود قطعا اینجا میام و بلند بلند فریاد میزنم از اینکه سکه ها تعیین کردن. حتی اگر سکه ها تعیین نکنن هم امروز علائم حیاتی دیدم از گل های باغچه. ریشه هاشون بازم مثل همیشه مقاومت کردن. بنظر میاد دوباره دنبال شکوفه دادن باشن. اینکه مدام دارم از این موضوع میپرم به موضوع بعدی بخاطر اینکه مغزم اصلا نمیدونه داره چه تصمیمی میگیره. ولی بالاخره میبینم نتیجه سکه ها رو. راستی فردا باز سکه میندازم. این بار اگر خط بیاد یعنی نمیشه. گفتم این روزا فال حافظ هم زیاد گرفتم. من اهل خرافه نیستم ولی آخرین چارهای که برای امیدوار نگه داشتن خودم میبینم این چیزاست. دلم میخواد یک چیزی هی بهم یادآوری کنه که هنوز امید هست. برام فرقی نداره خرافیه یا واقعیه.
- تاریخ : جمعه ۲۷ دی ۰۴
- ادامه مطلب
- نظرات [ ۳ ]
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.