امروز چند بار رفتم و پیام های قبلیم توی تلگرام رو نگاه کردم. چت هایی که با دوستام داشتم. انگار همه چی یهویی فریز شده. انگار یکی گفته "ما ما مجسمانه، همه ترمز!" و واقعا همه چی ترمز کرده. نگاه میکنم به چنل هایی که یهویی توشون یکی ناشناس داده بیرونه یا داره میره بیرون. با خودم میگم کدوم یکیشون الان زندهست؟ هر لحظه نگاه میکنم به امید ها و آرزو ها و هدف هایی که توی چت ها منتقل کرده بودیم، و دلم میخواد اشک بریزم. همه چی یهویی دود شد رفت هوا. انگار همش خاکستر سیگار بود که یکی تو دستاش تکون داد سیگارو. یهویی همه چی به باد رفته. این روزا هر شبش رو دارم دعا میکنم. هر شب میگم خدا یعنی میشه مثلا یک روز صبح بلند بشم و اخبار خوب بشنوم؟ خدایا یعنی میشه؟ قطعا اگر تمام این ماجرا ها تموم بشه مشاور نیازم چون واقعا تاثیر وحشتناک روحی روانی روی من گذاشته.
- تاریخ : يكشنبه ۲۹ دی ۰۴
- ادامه مطلب
- نظرات [ ۶ ]
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.